تبليغاتX
تمبرهاي باطله
ماه ناتمام

 

ماه ناتمام

ازروي خوشه هاي نارس انگور

سر مي خورد

و ساكت و آرام پشت پنجره مي افتد

مي دانم

ديوار اين اتاق

حاشا نمي كند كه هنوز

چشم انتظار آمدنت هستم

هر شب يك چوب خط خيال :

كه باز نيامده اي

...

مثل هميشه

ماه

ماه ناتمام مي رقصد

در حوض سير آب دو چشمم

...

بي تو

حالا دوباره خزان

روياي كال من و تاك

و غوره هاي تلخ كسالت

...

شهريور مزخرف اين شهر

چه بي شراب گذشت

تار : استاد كيوان ساكت